تبليغاتX
زندگي ام بدون من

زندگي ام بدون من

عاشقانه هاي من

شکوه ناتمام 

آی آسمان!....باور مکن,کاین پیکر محزون منم
من نیستم!.... من نیستم.
رفت عمر من از دست من,این عمر پست و مست من
یک عمر با بخت بدش بگریستم,بگریستم,لیک عمر پای اندر گلم....
باری نپرسید از دلم......من چیستم ؟ من کیستم؟


+نوشته شده در یکشنبه 20 بهمن1387ساعت4:48توسط مهیار | |

غریب


هنگام پاییز

 زیر یک درخت ... مردم
برگهایش مرا پوشاند
 و هزاران قلب یک درخت
گورستان ... قلب من شد


+نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن1387ساعت18:46توسط مهیار | |

خروسهای بی محل        

 

          من، سکوت و شب، عاشق هم هستیم.

                     واز آن لحظه که خورشید این را فهمیده.

       زودتر به آسمان میآید

              تا خروسهای بی محل راحتمان نگذارند!!!

+نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت9:12توسط مهیار | |

مسافران نفس بریده

قلبها شکسته

قطره قطره اشک می چکد

زمان بی معنی

نگاهها غریب

آهنگ دل آشنا

عجب جایی سکنی گزیدیم

+نوشته شده در سه شنبه 3 دی1387ساعت19:22توسط مهیار | |

آسان نیست برایم ولی واقعیت دارد و انکار نشدنی است . بادبادکم را باد برد و من هیچ کاری نکردم آدم ها زنده هستند چون هیچ تصوری از زنده بودن ندارند اصولا زندگی را انکار می کنند اما زندگی کردن خواه ناخواه وجود دارد باورت می شود زنده هستی آرام آرام در آن فرو می روی و وجود پیدا می کنی چون مجبوری داد بزنی که زندگی خوب است چون به تو وذهن ات تزریق کرده اند و این خوب نیست خودت بهتر است زندگی را کشف کنی . اما زنده بودن بدون وجود بادبادک معنی ندارد و من دیگر بادبادکی ندارم . آدم زائیده اتفاق است اما از مرگ هیچ گریزی نیست . این یک حقیقت است . و این ها هم می گذرند بدون هیچ شکی . هنوز هم باورت نمی شود می خواهم داد بزنم جیغ بکشم امشب کسی در من زاده می شود اما فردا می میرد . تو هم اگر بفهمی زندگی چیست بدون شک جیغ خواهی کشید و چیزی در وجودت خواهد ریخت و درد خواهی کشید مثل من

          

       

+نوشته شده در دوشنبه 20 آبان1387ساعت14:35توسط مهیار | |